http://anahitta.blogfa.com
شعر و قصه های آناهیتا جهارمحالی
گلهای زیبا شکوفه میدند بچه های بد اونها رو چیدند رفتم به آنجا گفتم بچه ها چرا شماها میکنید گلها گلهای زیبا کار خدا است خدای زیبا آفریده است ناراحت میشه از دست ماها بریم بکاریم گلهای زیبا آناهیتا ابرهای سیاه رسیده از راه صبح که می شه میرویم بازی با دوستانمان خوشحال وراضی میکنیم بازی برفهای کوچک سفید هستند دوستان من راضی هستند
| Design By : Pars Skin |

